عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

765

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

است و اگر بعطاى خود او را كامروانسازى در نكوهش و بدگوئى مبالغه خواهد كرد . 128 مناصحك شفيق عليك محسن اليك ناظر فى عواقبك مستدرك فوارطك ففى طاعته رشادك و فى مخالفته فسادك : پند گوينده به تو بر تو مهربان و با تو نيكى كننده و در پايان كارت نظر كننده و آنچه كه از تو فوت شده است دريابنده است فلذا رشد و هدايت تو در فرمان بردن و فسادت در نافرمانى از وى مىباشد . 129 ماضى يومك فائت و اتيه متّهم و رقتك مغتنم فبادر فيه فرصة الإمكان و ايّاك ان تثق بالزّمان : روز گذشتهء تو از بين رونده و آينده هم مورد تهمت است ( و معلوم نيست كه تو آن را درك خواهى كرد يا نه ) لكن وقت و امروزت غنيمت است پس بسوى آن بشتاب و فرصتى كه ممكن است از دست مگذار و سخت بپرهيز از اين كه زمان و دوران عزمت را مورد اطمينان قرار دهى ( زيرا معلوم نيست فردا چه مىشود ) . 130 مواقف الشّنان تسخط الرّحمن و ترضى الشّيطان و تشين الإنسان : در مراكز خشم و دشمنى ايستادن خدا را بخشم مى آورد و شيطان را خوشنود مى سازد و شخص را معيوب مى گرداند . 131 متى اشفى غيظى اذا غضبت احين اعجز فيقال لى لو صبرت ام حين اقدر فيقال لى لو عفوت : هنگامى كه من خشم گيرم چه وقت خشم خويش را فرو خورم آيا هنگامى كه از درمانش عاجز مانم كه آن وقت به من گفته شود كاش صبر مى كردى يا آن وقت كه قدرت ( بر كيفر كشيدن ) پيدا ميكنم پس به من گفته شود كاش مى گذشتى ( پس چه بهتر كه بخشم نيايم مگر براى خدا ) . 132 مدمن الشّهوات سريع الأفات : آنكه هميشه بدنبال شهوت اينها است بدام بلاها در افتادنى است . 133 مقارن السّيّئات موقن بالتّبعات : آنكه نزديك شونده بگناهان است يقينا بورطهء رنجها و گرفتاريها در افتادنى است . 134 مسكين ابن ادم مكتوب الأجل مكنون العلل محفوظ العمل تؤلمه البقّة و تفنيه الغرقة و تقتله الشّرقة : بيچاره آدميزاد